حاج ملا هادي السبزواري

330

شرح مثنوى

( ( 1546 ) ) بس بديدى مرده اندر گور تو * گور را در مرده بين اى كور تو ن 1119 1 - ك 375 25 گور را در مرده : تنش چون آثار حيات در آن مُستهلك است و كالجماد است ، گويا گورى است مستطيل درين مرده روح . ( ( 1549 ) ) شكر كن كه زنده اى بر تو نزد * كآنك زنده رد كند حق كرد رد ن 1119 4 - ك 375 26 زنده : مراد زندهء حقانى است ، كه انسان كامل باشد . ( ( 1550 ) ) خشم احيا خشم حقّ و زخم اوست * كه به حق زنده است آن پاكيزه پوست ن 1119 5 - ك 375 27 احيا : مراد احياى حقيقيون و علماى ربانيون است . و قرينه وصف عنوانى حيات است كه في الحقيقة ديگران مردگانند . « اَلنَّاسُ مَوتى وَاَهلُ العِلمِ أحياءٌ » . كه به حق زنده است : جاى ديگر گفتيم كه حىِّ به احياى حق داريم ، و حىِّ به حيوة حق ، و حىّ مطلق . اوّل مثل نفوس ، دوم عقولِ قدسيهء كليه ، سيّم حقِّ مطلق . و همچنين باقى به ابقاء حق و باقى به بقاء حق و باقى مطلق . و همچنين موجود به ايجاد حق ، و موجود به وجود حق و موجود مطلق . و قس عليها . پس مراد از قولش كه « به حق زنده » ، انسانِ كامل است . ( ( 1551 ) ) حق بكشت او را و در پاچه اش دميد * زود قصابانه جلد از وى كشيد ن 1119 6 - ك 375 27 جلد از وى كشيد : يعنى او را مجرّد كرد از علايق تن و مستكفى ساخت به ذات و باطن ذاتش . ( ( 1553 ) ) فرق بسيارست بَينَ النَّفخَتَين * اين همه زين است و آن سر جمله شين ن 1119 8 - ك 375 28 زين : خير و زينت . شين : شر و سوئت . ( ( 1555 ) ) اين دم آن دم نيست كآيد آن به شرح * هين بر آ زين قعر چه بالاى صرح ن 1119 10 - ك 375 29 صرح : قصر . ( ( 1556 ) ) نيستش بر خر نشاندن مجتهد * نقش هيزم را كسى بر خر نهد ؟ ن 1119 11 - ك 375 30